احمد منزوى

321

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

510 ق ) است . و جز گزارش آن است به نام « نظم الغرر و نضد الدرر » او مىباشد . آغاز : ( پس از 3 صفحه مقدمه ) : غرر و درر حمد و ثنايى كه چون حلقهء بندگى زينت گوش غيب‌نيوش مستمعان ملاء اعلا . اعلام 2 / 1366 ؛ طبقات 12 / 445 . يزد ، شيروانى 2 / 493 ش 589 . * اصول تمدن . از ميرزا ملكم خان ناظم الدوله فرزند ميرزا يعقوب ( جلفا 1249 - سويس 1326 ق ) . بيشتر در مسايل اقتصادى و برنامه‌هاى آن ، از زمين و آب و صنعت و كار گفتگو كرده است . در آن از سال 1302 ق ياد شده است . اين گفتار در كليات او ( ص 2 - 66 ) چاپ 1325 تبريز آمده است . آغاز : آبادى يك ملك بسته به مبلغ امتعه‌اى است كه در آن ملك به عمل مىآورند . نسخه‌ها ( 2 ) 2 / 1540 ( 4 نسخه ) ؛ ذريعه 2 / 179 ش 660 بىنام نگارنده ؛ اعلام 3 / 2355 ؛ پيشگفتار چ آثار ملكم از استاد محيط طباطبايى ؛ مشار 1 / 363 « اصول تمدن » ، همانجا 4 / 4121 « كليات ملكم ، اصول تمدن » ؛ مشار ، مؤلفين 6 / 284 زندگىنامهء ملكم خان و نام كارهاى چاپيش ، 287 ؛ سليمانى القاب ، 189 ؛ فهرستواره 1 / 721 نمايهء 9 كار او . حقوق 3 ؛ مجلس ( 1 ) 10 / 444 ، همانجا ( 2 ) 10 / 647 ، همانجا 14 / 138 « رسايل ملكم » . * اطباق الذهب ، ترجمه . از شرف الدين عبد المؤمن فرزند هبة الله مغربى ، معروف به شفروه اصفهانى ( د 598 ق ) . صد مقاله است در وعظ به روش « اطواق الذهب » زمخشرى ( د 538 ق ) ( كشف الظنون 1 / 117 ) ، كه به دستور استادش ظهير الدين احمد فرزند محمود فرزند على خويى نگاشته است . ترجمه همراه متن از ناشناس . آغاز : اللهم انا نحمدك على ما اسبلت علينا من جلابيب كرمك وسيلت من شبابيب نعمك . كشف الظنون 1 / 116 ؛ اعلام 2 / 1062 شرف شفروه . مرعشى - اشكورى 3 / 67 ش 880 عربى ؛ مجلس 25 / 45 نسخه با ترجمهء فارسى است در بالاى سطرها . * اظهار الحق . از مير سيد ولى ، به خواهش پدرش ، ترجمه و گزارش بيت‌هاى دشوارى از سروده‌هاى حضرت على ( ع ) است . ادينبورك 232 ش 264 . * اعتذار . از رشيد الدين فضل اللّه همدانى ( 648 - 718 ق / 1250 - 1318 م ) . در برابر سخنان ديگران كه : اين پير با جايگاه بلند در دانش و دارايى بسيار ، آزمند است ، در كارهاى ساختمانى و درختكارى . اين را نوشت تا بخوانند و بازگو كنند . سپس به بدگويى از بيكارى مىپردازد . و مىانجامد : اكنون نيز از پروردگار مىخواهم كه باز هم بر اشتغال بگذرانم ، تا از اشغال و افكار نامستحسن ايمن باشم . سلطان قرايى در معرفى نسخه‌اى ديگر از « اسئله و اجوبه » خواجه ( مهر ، 1331 خ ) از اين گفتار نام نبرده است . شايد از ديد ايشان گذشته باشد . اين گفتار در چاپ فاكس ميله كارهاى او ص 58 - 63 جاى دارد . آغاز : . . . كه اين ضعيف را مدتى گذشت تا در